
مراسم پیرشالیار (عروسی پیرشالیار) یکی از رسمها و آیینهای کهن منطقه هورامان است که هر ساله در وسط زمستان برگزار میشود. این مراسم در واقع سالگرد ازدواج یک مرد عارف است که مقبولیت زیادی داشته و ریشه در اعتقادات و آیینهای مردم این سرزمین دارد.
عروسی پیرشالیار از جمله آیینهای سنتی هورامان است که نسل به نسل و سینه به سینه حفظ شده و همچنان با حضور اهالی روستا و مهمانانی از مناطق مختلف برگزار میشود. این مراسم شامل چندین مرحله و آیین مختلف است که هرکدام جایگاه ویژهای در فرهنگ و باورهای مردم منطقه دارند.
نسل به نسل و سینه به سینه نقل شده است که مراد از پیرشالیار هورامان، سید مصطفی عریضی، از سادات و نوادگان امام جعفر صادق (ع) است.
در کتاب تاریخی «بنه ماله زانیاران» و دیگر مستندات تاریخی، همچنین در شجرهنامه معتبر سادات کلجی و کتاب «نورالانوار» سید عبدالصمد توداری، انساب ایشان به شرح زیر آمده است:
سید مصطفی ابن سید معروف ابن سید بابیل ابن سید مسعود ابن سید سلیمان ابن سید فضل الله ابن سید محمد ابن سید محمد ابن سید حسین ابن سید احمد ابن سید علی العریضی ابن سید (الامام) جعفر صادق (ع) ابن الامام محمدباقر (ع) ابن الامام زین العابدین (ع) ابن الامام حسین (ع) ابن الامام الهمام علی ابن ابیطالب (ع) و فاطمه الزهرا (س) ورده الرسول المختار سیدنا محمد (ص) است.
مراسم پیرشالیار دارای چندین مرحله است که هرکدام در زمان مشخصی برگزار میشوند.
آیین اصلی مراسم در چهارشنبه و پنجشنبهای که به ۱۵ بهمن نزدیکتر باشد، برگزار میشود.
مراحل مختلف مراسم پیرشالیار عبارتاند از:
خبر
کلاروچنی
ذبح دام
آیین عروسی پیرشالیار (مراسم اصلی)
شب نیشت
تربی
در ادامه، هرکدام از این آیینها را به تفصیل معرفی میکنیم.
«خَبَر» اولین بخش مراسم و مقدمهای برای آغاز آیین اصلی «عروسی پیرشالیار» است. این مراسم یک هفته قبل از برگزاری عروسی پیرشالیار، یعنی پنجشنبهشب قبل از مراسم اصلی، برگزار میشود.
هدف از این آیین، اطلاعرسانی به مردم درباره برگزاری مراسم پیرشالیار در هفته آینده است.
پنجشنبه پس از نماز عصر، گردوهای باغ پیرشالیار را که در ییلاق «بهنهن» یا ههوارِ «بهنهن» قرار دارد، بین مردم روستا تقسیم میکنند.
ههوار همان ییلاق است که مردم در تابستان برای گذراندن فصل گرما و دسترسی به باغات و علوفه دام به آنجا کوچ میکنند.
هر سال فردی مسئول تقسیم گردوها میشود که در زبان هورامی به این فرد «زیرَوانْ» میگویند. زیروان به معنی سرپرست است.
تعدادی از نوجوانان که آشنایی کاملی با محلههای روستا و آشنایی نسبتاً خوبی با اهالی دارند، مسئولیت تقسیم گردوها را بر عهده میگیرند. تقسیمکنندهها صرفاً پسر هستند و دختران در این رسم شرکت نمیکنند.
اهالی روستا نیز پس از دریافت گردوها، در ظرف خالیشده آن هر چیزی را که در اختیار داشته باشند، مانند آرد، پیاز، برگ آلو، حبوبات و موارد دیگر قرار میدهند.
پس از تقسیم گردوها در هورامان، در صورتی که گردویی اضافه بماند، آن را به روستاهای اطراف مانند سرپیر، کماله، رودبر و ویسیان میبرند.
بعد از پخش تمام گردوها، آرد و دیگر موارد جمعآوریشده به خانه پیرشالیار منتقل میشود تا در روز مراسم برای تهیه غذای مخصوص «هلوشینه تشی» (آش ترش) مورد استفاده قرار گیرد.
کلاروچنی یکی دیگر از آیینهای مهم مراسم پیرشالیار است که با حضور کودکان، نوجوانان و جوانان برگزار میشود.
در واقع، اهالی روستا پس از دریافت «خبر» (پخش گردوهای پیرشالیار)، چند روز قبل از برگزاری مراسم، هدایایی را آماده میکنند تا در روز مراسم به بچهها بدهند.
کلاروچنی خود دارای سه مرحله است:
این مراسم مخصوص کودکان و نوجوانان است و از عصر روز سهشنبه، یعنی پنج روز پس از آیین «خبر» و یک روز قبل از شروع مراسم اصلی، از روستای سرپیر شهر اورامان تخت آغاز میشود.
در این آیین، کودکان با در دست داشتن کیسههایی به در خانهها مراجعه میکنند و با ندای «کلاوروچنی» از صاحبخانه مطالبه کلاوروچنه میکنند.
در مرحله دوم، نوجوانان و جوانان پس از غروب آفتاب لباس گرم میپوشند و روانه کوچههای روستا میشوند.
معمولاً کودکان و نوجوانان در کلاروچنی و نوجوانان و جوانان در کوته کوته شرکت میکنند.
شرکتکنندگان در حالی که فریاد «کوته کوته» سر میدهند، کیسههایی در دست دارند و از اهالی روستا خوراکی میگیرند.
وجود بچهها و رقابت آنها برای جمعآوری بیشتر خوراکیها، ولولهای در روستا به پا میکند که دیدنی است.
قدیمیها میگویند قبلاً در مراسم «کوته کوته»، جوانان روستا با زغال خود را سیاه میکردند و با ایجاد تغییراتی در لباسهایشان، ظاهر خود را ترسناک میکردند. در واقع، این رسم تا حدی شبیه مراسم هالووین در آمریکا است.
این مرحله همان مراسم کلاروچنی است که روز سهشنبه در روستای سرپیر برگزار شده بود.
این آیین صبح چهارشنبه در هورامان و چند روستای اطراف، از اذان صبح تا طلوع آفتاب یا اندکی پس از طلوع آفتاب برگزار میشود.
کلاروچنی از دو کلمه «کلاو» به معنی کلاه و «روچن» به معنی سوراخ بالای پشتبام تشکیل شده است که در اثر فرسایش زبانی به کلاروچنی تبدیل شده است.
در معماری قدیم این منطقه، بر بالای پشتبامها سوراخی برای هواکش و تأمین نور مناسب ایجاد میکردند که در زبان هورامی به این سوراخ «روچن» میگفتند.
در گذشته، بچهها از «روچن» بالای بام، کلاه یا کاسهای را که به شال خود بسته بودند، پایین میفرستادند و آنقدر فریاد «کلاو روچنی» را تکرار میکردند تا صاحبخانه مقداری گردو، کشک، برگ آلو، انجیر خشک یا خوراکیهای دیگر را داخل کلاه یا کاسه آنها قرار دهد.
در گذشته، اهالی روستا بیشتر خوراکیهایی مانند کشک، کشمش، گردو، برگ گلابی، برگ آلوچه، انجیر خشک، توت، خرما، گندم و نخود پختهشده به بچهها میدادند.
اما امروزه بیشتر بیسکویت، پفک، کیک، شکلات و در برخی مواقع لوازمالتحریر بهعنوان هدیه به کودکان داده میشود.
پس از اتمام کلاروچنی هورامان تخت در روز چهارشنبه، حیوانات نذری را برای ذبح آماده میکنند.
البته این حیوانات نذری تنها از سوی مردم روستای «اورامان تخت» نیستند، بلکه از دیگر روستاها، مخصوصاً روستاهای همجوار نیز به پیرشالیار پیشکش میشوند.
پس از پایان مراسم کلاروچنی و برآمدن آفتاب، حیوانات نذری را در پشتبام خانه «پیر شالیار» ذبح میکنند. برای دیدن این مراسم، مردم روستا به سمت خانه پیرشالیار میروند.
مراسم ذبح حیوانات، کندن پوست و تمیز کردن دامها تا نزدیک ظهر زمان میبرد.
در پایان، پوست و کلهپاچه حیوانات به کسانی که فقیر هستند یا افرادی که در مراسم زحمت بیشتری کشیدهاند، داده میشود.
چند نفر از قصابان نیز مسئولیت خرد کردن و تقسیم گوشت را بر عهده میگیرند. این کار از عصر روز چهارشنبه تا بامداد روز بعد به طول میانجامد.
سپس مردم برای دریافت گوشت نذری به خانه پیرشالیار میآیند. برخی از افراد نیز هنگام دریافت گوشت، مبلغی پول برای خرید دام در سال آینده اهدا میکنند.
پس از ذبح حیوانات و آماده شدن گوشت، حدود شش اجاق را در حیاط و در فاصله سه متری ورودی خانه پیرشالیار قرار میدهند.
سوخت این اجاقها از هیزم است که از قبل در گوشهای از خانه پیرشالیار بهصورت آماده چیده شده است.
با همکاری و همدلی مردم، مقدمات طبخ آش فراهم میشود. در حین آمادهسازی و با زیاد شدن آتش هیزمها، فضای خانه مملو از بخار و دود میشود؛ بهگونهای که تحمل آن برای هر کسی مقدور نیست.
این آش با دانههای انار، گندم، نخود، گوشت و پیاز آماده میشود و «هلوشینه تشی» نام دارد.
طبخ این آش همزمان با مراسم ذکر و سماع، پس از اقامه نماز عصر، انجام میشود.
بعد از آماده شدن غذا، آن را بیرون میبرند تا بین متقاضیان بهعنوان تبرک تقسیم کنند.
با آماده شدن غذای مخصوص، تعداد زیادی از پسران و دختران بچه، ریشسفیدان و جوانان در اطراف در ورودی خانه پیرشالیار منتظر تقسیم غذا میشوند.
لازم به ذکر است که همزمان در روستای سرپیر نیز این غذا طبخ شده و بین اهالی روستا تقسیم میشود.
پس از برگزاری آیینهای یادشده، مهمترین بخش مراسم، یعنی جشن «عروسی پیرشالیار»، برگزار میشود.
این جشن در دو روز برپا میشود:
روز اول: چهارشنبه پس از اقامه نماز عصر تا قبل از غروب آفتاب
روز دوم: پنجشنبه پس از اقامه نماز عصر تا قبل از غروب آفتاب
پس از اقامه نماز عصر در مسجد هورامان، اهالی روستا و مهمانانی که از سایر نقاط ایران به آنجا آمدهاند، جلوی منزل پیرشالیار جمع میشوند و منتظر آغاز مراسم میمانند.
در میان مردم، فضایی برای ذکر و رقص مذهبی ایجاد میشود و گروه دفزنها که از طایفه سادات هستند، در محل مستقر میشوند.
تعداد دفزنها بین پنج تا ده نفر متغیر است. با خسته شدن یکی از آنها، فرد دیگری شروع به نواختن دف میکند.
گروهی از مردم، شامل اهالی روستا و مهمانان، دست در دست یکدیگر میاندازند و به شکل حلقههای زنجیر، با ریتم دف شروع به رقص میکنند.
در حرکات این رقص تنوع زیادی وجود ندارد و بهصورت بسیار آرام و با جلو و عقب بردن پاها انجام میشود.
در ابتدا، رقص دارای ریتمی آرام و یکنواخت است. حرکت پاها بسیار ساده بوده و بدنها به جلو و عقب حرکت میکنند.
ریشسفیدان و کسانی که سن بالاتری دارند، در ابتدای صف میرقصند. ادامه صف را سایر اهالی روستا و مهمانان و انتهای صف را کودکان تشکیل میدهند.
گاهی اوقات گروه دفزن اشعاری را به زبان کردی و اورامی میخوانند. این اشعار عمدتاً در مدح پیامبر اسلام، مشایخ و «پیر شالیار» اورامان هستند.
خواندن این اشعار توسط دفزنها، حلقه سماع را هرچه بیشتر جذاب میکند.
دفنوازها در میان حلقه رقصندگان و عمدتاً نزدیک به سردسته رقصندگان، بهآرامی و هماهنگ با آنها حرکت میکنند.
به علت سردی هوا، پس از مدتی پوست دفها شل میشود و کیفیت صدای آن پایین میآید. از این رو، چند نفر وظیفه دارند دفها را با حرارت اجاقهای داخل خانه پیرشالیار گرم کرده و به دفزنها بازگردانند.
دفنوازها گاهی ریتم دفزدن را تغییر میدهند و گروه رقصندگان نیز با این تغییر ریتم هماهنگ میشوند.
با گرمتر شدن حلقه رقص، تعداد مشارکتکنندگان افزایش مییابد و یک نفر از مردان روستا گروه رقصندگان را نظم میدهد.
تعداد زیادی از تماشاچیان در جلوی خانه پیرشالیار دور گروه رقص حلقه میزنند. جمعیت زیادی نیز بر بالای بامهای اطراف و بامهای مشرف، نظارهگر مراسم هستند.
با نزدیک شدن غروب آفتاب، متولیان مراسم با متوقف کردن نواختن دف، پایان مراسم آن روز را اعلام میکنند؛ هرچند در گوشه و کنار، مراسم همچنان ادامه دارد.
مراسم روز بعد، یعنی پنجشنبه، نیز به همین شکل برگزار میشود و تفاوتی با روز چهارشنبه ندارد.
در چند سال گذشته، به دلیل مراجعه بسیار زیاد مردم از مناطق مختلف برای دیدن «مراسم عروسی پیرشالیار»، متولیان مراسم مجبور به ساختن حصاری فلزی بین فضای اصلی خانه و انتهای پلهها شدند.
مراسم شب نیشت در خانه «پیر شالیار» برگزار میشود.
این خانه در وسط روستا قرار گرفته و مساحت آن حدود ۱۵۰ متر است.
خانه دارای یک در ورودی است و با پلکانهایی، فضای درونی از فضای بیرونی جدا میشود.
چهار طرف فضای اصلی خانه را سکوهایی با ارتفاع یکونیم متر و عرض یک متر اشغال کردهاند. در مراسمهای گوناگون، هر سکو مخصوص طایفهای بخصوص است.
در کنج فضای اصلی و روی یکی از سکوها، جعبهای سبزرنگ وجود دارد که محل نگهداری گیوه و تسبیح پیرشالیار است. بیشتر زائران برای زیارت آنها راهی این خانه میشوند.
در فضای ورودی خانه، اجاقهای سنگی وجود دارد که در مراسم عروسی پیرشالیار محل پخت غذای مراسم هستند.
در کنج اتاق پیرشالیار نیز دریچهای وجود دارد که محل خلوت پیرشالیار و به اصطلاح «چلهخانه» او بوده است.
بعد از اتمام مراسم روز دوم پیرشالیار، آیین «شب نیشت» در شب پنجشنبه برگزار میشود.
این مراسم در دو نوبت جداگانه برگزار میشود:
مجلس مردان: از ساعت ۶ تا ۹ شب
مجلس زنان: از ساعت ۹ تا ۱۱:۳۰ شب
مراسم شب نیشت، نشستی از روحانیون، تحصیلکردهها، اهل قلم، شاعران و قشرهای مختلف روستا و همچنین مهمانانی است که از نقاط دیگر به روستای اورامان تخت آمدهاند.
در این شب، روحانیون با سخنرانی، شعرا با خواندن شعر در مدح پیرشالیار و تحصیلکردهها با بیان جنبههای دیگری از آیینهای سنتی اورامان، در مراسم مشارکت میکنند.
معمولاً پس از پایان این بخشها، گروه دفنوازها شروع به زدن دف و خواندن اشعاری در مدح اولیاء و بزرگان دین میکنند.
افراد طوایف مختلف روستا در این مراسم همراه خود گلیم یا سجادهای میآورند تا آن را در محل استقرار طایفهشان پهن کنند؛ زیرا هر طایفهای جای مخصوصی در خانه پیرشالیار دارد.
به دلیل پخت غذای مخصوص پیرشالیار، معمولاً اجاقها همچنان گرم هستند و هوای خانه دارای دود و دم میشود.
روحانیون (ماموستاها) روستاهای اطراف در ضلع جنوبی اتاق مینشینند و با ورود آنها، دستور تقسیم غذا به گروه آشپزی داده میشود.
پس از صرف غذای نذری، «زیرَوانْ» (سرپرست برگزاری مراسم) مردم را به سکوت دعوت میکند و مراسم با خواندن قصیدههایی به زبان عربی و کردی در مدح پیامبر (ص)، خلفا و مشایخ توسط روحانی روستا آغاز میشود.
پس از قصیدهخوانی و سخنرانی امام جمعه، روحانیون مراسم را ترک میکنند.
با خروج روحانیون، دفنوازها که روی سکوی جنوبی خانه پیرشالیار مستقر شدهاند، دفهایی را که از سقف آویزان شدهاند پایین میآورند و پس از گرم کردن آنها با باقیمانده حرارت اجاق، شروع به دف زدن میکنند.
با بلند شدن صدای دف، نوای «الله الله» از میان حضار، بهویژه دراویش، به گوش میرسد.
این بخش از آیین حدود نیم ساعت زمان میبرد. پس از پایان یافتن آن، ذکر کسانی که مطلب یا شعری در مورد آیینهای سنتی پیرشالیار داشته باشند، خوانده میشود.
در پایان، «زیرَوانْ» به روی سکوی غربی اتاق میرود و درِ صندوق فلزی سبزرنگ را میگشاید.
او لنگه گیوه پیرشالیار را که درون پارچهای سبز پیچیده شده است، بیرون میآورد.
ابتدا زیرَوانْ کفش یا گیوه را زیارت میکند و سپس گیوه بین حضار دست به دست میشود.
مراسم در حدود ساعت ۹ به اتمام میرسد و پس از آن نوبت زنان میشود.
در مجلس زنانه، روال برگزاری با مجلس مردانه متفاوت است.
در این مجلس فرد خاصی سخنرانی نمیکند و «زیرَوانی» هم وجود ندارد. همچنین در این مجلس دف نواخته نمیشود.
معمولاً زنی که دارای موقعیت اجتماعی بالا یا سخنور خوبی است، شروع به سخنرانی میکند.
وجه اشتراک مجلس زنانه و مردانه، خواندن قصیدههای مذهبی است.
شرکت زنان در این مراسم بیشتر برای زیارت و طواف لنگه گیوه پیرشالیار است.
یکی دیگر از آیینهای سنتی مرتبط با مراسم پیرشالیار، مراسم «تربی» است که یک هفته پس از عروسی پیرشالیار برگزار میشود.
در این مراسم، اهالی روستا نان مخصوصی را که در زبان هورامی «گیتهمهژگی» نام دارد، میپزند.
«گیتهمهژگی» نوعی نان است که آرد آن همان آرد نان معمولی است؛ با این تفاوت که اندازه آن بهاندازه یک بشقاب معمولی است و با همان قطر، ضخامت حدود نیم سانتیمتر دارد.
روی این نان، مغز گردوی خردشده میریزند.
یک هفته بعد از مراسم عروسی پیرشالیار، هر خانوار در روزهای چهارشنبه یا پنجشنبه تعدادی از این نانها را میپزد.
پس از آماده شدن نانها، خانوارهای روستا تعدادی از آنها را بهعنوان هدیه و سوغات برای فامیل و دوستان خود در دیگر روستاها یا شهرها میفرستند.
تعدادی را برای مصرف خانواده کنار میگذارند و تعدادی دیگر را برای مراسم تربی استفاده میکنند.
اهالی روستا یک هفته پس از مراسم عروسی پیرشالیار و در روز جمعه، نانهایی را که برای مراسم تربی جدا کردهاند، در دستمالی میپیچند و به سر مزار یک یا دو نفر از سه نفر پیرهای هورامان به نامهای «پیرشالیار»، «پیرخالو» و «شالیار سیاو» میبرند.
مراسم تربی همزمان با طلوع آفتاب آغاز میشود.
مردم ابتدا بر سر مزار «پیرخالو» حاضر میشوند و پس از خواندن ذکر و متبرک شدن نانها، فرد تقسیمکننده که مسئولیت تقسیم نانها را بر عهده دارد، شروع به جمعآوری نانها میکند.
هر فرد نان خود را به مسئول تقسیم نان میدهد و در مقابل، تعدادی نان، غیر از نانهای خودش و معمولاً کمتر از تعداد نانهای تحویلی، پس میگیرد.
این کار تا زمانی ادامه پیدا میکند که همه افراد نانهای خود را تحویل داده و نان متبرک دریافت کرده باشند.
سپس از نانهای اضافهای که نزد مقسم نان باقی مانده است، به افرادی که همراه خود نان نداشتهاند داده میشود.
معمولاً افرادی از روستاهای دیگر نیز برای دریافت نان متبرک به مراسم میآیند و نان متبرک دریافتی را در روستای خود بین اقوام و آشنایان پخش میکنند.
در این میان، تعدادی نیز با خود ماست میبرند و میان مردم تقسیم میکنند.
افراد مقداری از نان را همراه با ماست بهعنوان تبرک صرف میکنند و باقیمانده را به خانه میبرند تا به افرادی که نتوانستهاند در مراسم حاضر شوند، بدهند.
سپس مقسم نان، بقیه نانهای باقیمانده را جمع کرده و همراه با مقسم ماست و جلوتر از بقیه، برای رفتن به مزار پیرشالیار به راه میافتد.
در میان راه نیز اگر فردی درخواست تبرک کند، مقسم نان مقداری نان و مقسم ماست مقداری ماست بهعنوان تبرک به او هدیه میدهند.
افراد پس از رسیدن به نیمه راه، منتظر گروه دفنواز میمانند تا این گروه از داخل شهر هورامان تخت به آنها ملحق شود.
پس از رسیدن گروه دفنواز، همگی با هم به سمت مزار پیرشالیار به راه میافتند.
اهالی، طول مسیر را با ندای «الله الله» و دفزنان طی میکنند.
ابتدا بر سر مزار «پیرئاواتی» میروند. پیرئاواتی یکی از مریدان پیرشالیار بوده که دوری از جمع و ریاضت را برگزیده است.
پس از خواندن یک فاتحه، به سمت مزار پیرشالیار راهی میشوند.
پس از جمع شدن همه اهالی، نانهای «گیتهمهژگی» را در جایی روی هم انباشته میکنند.
پس از آن، همگی گرد مرقد پیرشالیار جمع میشوند و پس از قصیدهخوانی و ذکر، در محل تقسیم نانها حضور پیدا میکنند.
نانهای متبرک میان مردم تقسیم میشود و مقداری از آنها نیز که در آخر باقی میمانند، توسط مقسم به سمت روستا برده شده و میان مردمی که بر سر راه هستند و احتمالاً توان شرکت در مراسم را نداشتهاند، بهعنوان تبرک داده میشود.
لازم به ذکر است که چند طایفه پس از شرکت بر سر مزار «پیرخالو»، بهجای شرکت بر سر مزار پیرشالیار، بر سر مزار پیر دیگری به نام «شالیار سیاو» حضور مییابند و نانها را بر سر مزار آن پیر تقسیم میکنند.
با برگزاری مراسم تربی، آیینهای مراسم پیرشالیار در زمستان به پایان میرسد.
مراسم پیرشالیار (عروسی پیرشالیار) مجموعهای از آیینهای سنتی، مذهبی و فرهنگی منطقه هورامان است که در طول نسلها حفظ شده است.
این مراسم از آیین «خبر» و تقسیم گردوهای باغ پیرشالیار آغاز میشود و با برگزاری کلاروچنی، ذبح حیوانات نذری، پخت آش مخصوص هلوشینه تشی، جشن عروسی پیرشالیار، ذکر و سماع، آیین شب نیشت و در نهایت مراسم تربی ادامه پیدا میکند.
هرکدام از این آیینها نشاندهنده بخشی از باورها، سنتها و فرهنگ مردم هورامان هستند.
حضور اهالی روستا، مشارکت طوایف مختلف، تقسیم نذورات، دفنوازی، قصیدهخوانی و برگزاری آیینهای جمعی، از ویژگیهای مهم این مراسم به شمار میروند.
مراسم پیرشالیار را میتوان یکی از جلوههای ارزشمند فرهنگ و میراث سنتی هورامان دانست که حفظ و معرفی آن نقش مهمی در شناخت تاریخ و آدابورسوم این منطقه دارد.
هنوز نظری ثبت نشده است.